مسئلۀ حدوث یا قِدَم عالم از مسئلههای چالشی دانش کلام و فلسفه بوده و اندیشۀ اهل ملل و ادیان در این مسئله همواره در تقابل با فیلسوفان و عقلبسندگان بوده است. فارغ از برخی آیات قرآن که به ضمیمۀ روایات تفسیری بر آفرینش از عدم محض دلالت دارند، در روایات امامیه با فضای به نسبت وسیعی در حوزۀ حدوث عالم روبهرو هستیم. برخلاف انتظار، روایات باب «حدوث العالم» از دو کتاب الکافی و التوحید عمدتاً ناظر به مسئلۀ اثبات صانع بوده و تنها در یک روایت از آنها به مسئلۀ حدوث عالم با عنوان «حدوث الاجسام» پرداخته شده است. در روایاتِ این باب با اصل فنا و زوالپذیری اجسام عالم و تغییر و تبدل آنها با پیشفرض تغییرناپذیری شیء قدیم، حدوث عالم اثبات شده و در سایر روایاتِ مرتبط، با مقدمۀ اول بودن باری، قدیم بودن خالق و نفی ماده و قالب پیشینی بر حدوث عالم استدلال شده است. در گونۀ چهارم از روایات با مفروض گرفتن وصف قدیم برای آفریدگار و انحصار این وصف در او بر استحالۀ وجود هرگونه موجود قدیم غیر از خالق، دلیل اقامه شده است. در این دسته از روایات، با استفاده از پیشفرض تقدم خالق بر مخلوق، انحصار وصف قِدَم در باری تعالی به روش عقلی اثبات شده است.