پژوهشگر و مدرس الهیات و معارف اهل بیت علیهم السلام
چکیده
اختیار به معنای آزادی در فعل و ترک برای خدای متعال و انسان مسئلهای است که همواره فکر اندیشمندان عرصههای اعتقادی را به خود مشغول ساخته است. دیدگاه عرفانی به جهت مبانی خاص خود، بهویژه وحدت شخصی وجود، در این زمینه با چالش جدی روبهرو است. درباره فعل خداوند، ظاهر امر چنین به نظر میرسد که نظریه وحدت اطلاقی و نفی امکان در علم الهی و نفی غیریت حقیقی درعالم هستی با به میان کشیدن شئونات لایتغیر الهی، از جمله اعیان ثابته، جایی برای قبول طرفین فعل و ترک، که شاخص اصلی اختیار است، باقی نمیگذارد. در فعل انسان نیز همین عوامل به گونهای دیگر راه را برای انتخاب یکی از طرفین فعل و ترک میبندند. این نوشتار ضمن بیان تفصیلی این اشکالات، در پی آن است تا تلاش عرفا برای برونرفت از این چالش را واکاود. در آثار عرفانی توجیهاتی برای پذیرش نوعی اختیار برای خدا و انسان دیده میشود، اما در نگاه تحلیلی به مبانی عرفا میتوان نتیجه گرفت که وفادار ماندن به مبانی عرفانی با اعتقاد به آزادی فعل و ترک قابل جمع نیست.