علامه حلی از متکلمان نظریهپرداز امامیه در سده هفتم و هشتم هجری است. بهرهگیری ایشان از احادیث در مباحث کلامی همچون متکلمان پیش از او بسیار اندک است. ایشان آشکارا بیان میکند که استفاده از احادیث در جایی که به دور بینجامد ممکن نیست و به همین دلیل از استناد به ادله نقلی در اغلب مباحث خداشناسی و راهنماشناسی پرهیز کرده است. البته علامه حلی در جایی که منجر به دور نمیشود، مانند اثبات صفت توحید یا کلام، و همچنین برای تأیید دلیل عقلی از ادله نقلی نیز استفاده کرده است. وی برخلاف بسیاری از متکلمان پیشین امامیه ــمانند سید مرتضیــ از منطق در علم کلام استفاده میکند و روش گذشتگان خود را نادرست میداند. البته علامه در مواردی نیز برخلاف روششناسی مرسوم منطق عمل کرده است. بُعد دیگر روششناسی کلامی علامه حلی بهرهبرداری ایشان از ادبیات فلسفی در علم کلام است. وی از مواضع اصلی علم کلام در برابر فلسفه دست نکشید، ولی همچون فخررازی و خواجه طوسی، از ادبیات و روششناسی فلسفی در علم کلام استفاده کرد. البته علامه در اختلافات بین فخررازی و خواجه طوسی در الهیات بالمعنی الاعم پیروی مطلقی از آنان ندارد و حتی در مواردی نظرات فخررازی را، که کلامیتر است، بر خواجه طوسی ترجیح میدهد.