<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>معارف اهل بیت علیهم السلام</title>
    <link>http://journal.maaref.org/</link>
    <description>معارف اهل بیت علیهم السلام</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Jul 2022 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پاسخ دیگرگون به مسئله شر در پرتو مکتب وحی</title>
      <link>http://journal.maaref.org/article_202037.html</link>
      <description>مسئله شر از مسائل بارز در حوزه عدل الهی و از مباحث چالش‌برانگیز در عقاید دینی و الهیات جدید است. مباحث شر در دو محور کلی قابل بررسی است: 1. محور هستی‌شناختی (فلسفی)؛ 2. محور باورشناختی (کلامی). بحث از اصل وجود شر، وجودی یا عدمی بودن شر و نسبی بودن شر مربوط به محور نخست و مباحثی مانند اسباب یا فاعل شرور، حکمت شرور، سازگاری آن با عدالت، حکمت و خیرخواهی خداوند مربوط به محور دوم است. مجموعه نظرات و پاسخ‌هایی که از منظرهای کلامی، فلسفی و عرفانی به این مسئله داده شده، همچنان دچار نقص‌ها و اشکالات متعددی است. این نوشتار ضمن بررسی آرای یادشده، بر پایه حکم عقل و معارف وحیانی و بر پنج اصل محوری 1. وجودی بودن شر، 2. امکان صدور شر از خداوند، 3. تفکیک خیر و شر از حسن و قبح، 4. معیار حسن و قبح، اصل عدالت و اصل حکمت و 5. معیار خیر و شر، ضرر و زیان عقلی، نظریه‌ای را استوار کرده که تا اندازه بسیاری از نقایص و اشکالات دیگر نظرات تهی است و راه حلی معقول و مطابق با وجدان عام بشر را برای این پرسش کهن در پیش روی می‌نهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>براهین اثبات حدوث عالم در کلام امامیه</title>
      <link>http://journal.maaref.org/article_202099.html</link>
      <description>مسئله حدوث یا قِدَم عالم از مسائل فلسفی و کلامی بحث‌برانگیز و مناقشه‌آمیز در تاریخ اندیشه اسلامی است. آیا جهان هستی همیشه وجود داشته است (قدیم است) یا در زمان و مقطعی خاص به‌وجود آمده است (حادث است)؟ عموم متکلمان امامی بر عقیده بر حدوث زمانی عالم تأکید و برای اثبات آن استدلال‌های گوناگونی ارائه کرده‌اند. از منظر اغلب متکلمان، باور به &amp;amp;laquo;حدوث عالم&amp;amp;raquo; دست‌کم از دو جهت ضروری و حائز اهمیت است. نخست آنکه حدوث عالم مقدمه اثبات وجود خداوند است و بر بنیاد پذیرش آن، برهان جهان‌شناختیِ حدوث و قِدَم برای اثبات باری تعالی طرح می‌شود. این برهان بر اساس فرضیه &amp;amp;laquo;حدوث (نوپدیدی) و آغاز زمانی عالم&amp;amp;raquo; و با استناد به قاعده &amp;amp;laquo;احتیاج هر موجود حادث (نوپدید) به علت و مُحدِث (پدیدآورنده)&amp;amp;raquo;، وجود آفریدگاری قدیم را برای عالم اثبات می‌کند. دیگر وجه اهمیت و ضرورت برای باورداشت به حدوث عالم این است که اثبات وصف &amp;amp;laquo;قدرت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اختیار&amp;amp;raquo; برای خداوند متوقف است بر پذیرش حدوث زمانی موجودات عالم. بنابراین حدوث عالم، از دیدگاه متکلمان امامی، آموزه‌ای است مهم و محوری که گریز و گزیری از پذیرش آن نیست. در جُستار پیش رو استدلال‌های اصلی و متداول متکلمان امامی برای اثبات حدوث عالم تبیین و تشریح می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش شناسی علامه حلی در علم کلام</title>
      <link>http://journal.maaref.org/article_202097.html</link>
      <description>علامه حلی از متکلمان نظریه‌پرداز امامیه در سده هفتم و هشتم هجری است. بهره‌گیری ایشان از احادیث در مباحث کلامی همچون متکلمان پیش از او بسیار اندک است. ایشان آشکارا بیان می‌کند که استفاده از احادیث در جایی که به دور بینجامد ممکن نیست و به همین دلیل از استناد به ادله نقلی در اغلب مباحث خداشناسی و راهنماشناسی پرهیز کرده است. البته علامه حلی در جایی که منجر به دور نمی‌شود، مانند اثبات صفت توحید یا کلام، و همچنین برای تأیید دلیل عقلی از ادله نقلی نیز استفاده کرده است. وی برخلاف بسیاری از متکلمان پیشین امامیه ــ‌مانند سید مرتضی‌ــ از منطق در علم کلام استفاده می‌کند و روش گذشتگان خود را نادرست می‌داند. البته علامه در مواردی نیز برخلاف روش‌شناسی مرسوم منطق عمل کرده است. بُعد دیگر روش‌شناسی کلامی علامه حلی بهره‌برداری ایشان از ادبیات فلسفی در علم کلام است. وی از مواضع اصلی علم کلام در برابر فلسفه دست نکشید، ولی همچون فخررازی و خواجه طوسی، از ادبیات و روش‌شناسی فلسفی در علم کلام استفاده کرد. البته علامه در اختلافات بین فخررازی و خواجه طوسی در الهیات بالمعنی الاعم پیروی مطلقی از آنان ندارد و حتی در مواردی نظرات فخررازی را، که کلامی‌تر است، بر خواجه طوسی ترجیح می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اراده الهی از دیدگاه میرزا مهدی اصفهانی (ره)</title>
      <link>http://journal.maaref.org/article_202102.html</link>
      <description>موضوع مشّیت و اراده حقّ متعال از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مقولاتی است که در قرآن کریم و احادیث معصومان:مطرح گردیده و متفکّران بشری در مورد آن به ارائه نظریّات مختلف پرداخته‌اند. بیشتر آرائی که در این موضوع ارائه گردیده به توضیح ادلّه نقلی و عقلی اهتمام داشته‌اند؛ به گونه‌ای که خواسته‌اند رأی خویش را موجّه و معقول ارائه نمایند. امّا دیدگاه میرزای اصفهانی1در این باره، با همه نظریّه‌های رایج و مطرح متفاوت می‌باشد؛ چراکه در نظام معرفتی ایشان، حقیقتی به نام &amp;amp;laquo;نور&amp;amp;raquo; ــ‌که فعل الهی است‌ــ مطرح شده که در مرتبه مادون حقّ متعال و مافوق مخلوقات و مفعولات می‌باشد. نقش این حقیقت نوری در شناخت نظام فکری میرزای اصفهانی بسیار اساسی و بی‌بدیل است. در بحث &amp;amp;laquo;اراده الهی&amp;amp;raquo; جایگاه ویژه و خاصّ نور مشاهده می‌گردد که در همین مقال به آن پرداخته شده است. گفتنی است که از دیدگاه میرزای اصفهانی قدس سره ، اراده خداوند در آموزه‌های وحیانی به دو معنای متفاوت به کار رفته است. یک معنای آن دقیقاً مطابق با &amp;amp;laquo;فعل الهی&amp;amp;raquo; است که در بخش نخست نوشته حاضر به توضیح آن پرداخته‌ایم و معنای دیگر که در بخش دوم مورد بحث قرار گرفته است ناظر به یک &amp;amp;laquo;مفعول&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;مخلوق خدا&amp;amp;raquo; است که از مقدّمات خلق نظام موجود در عالم به شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزه بداء و توسعه مفهومی آن در اندیشه رضوی</title>
      <link>http://journal.maaref.org/article_202105.html</link>
      <description>آموزه بداء از ارکان اندیشه امامیه است و هم پای اقرار به توحید خداوند به شمار‌ می‌آید. این مهم در روایات رضوی نیز انعکاس یافته و حضور جدی دارد. علم و اراده به عنوان مهم‌‌ترین صفت ذاتی و فعلی خداوند از ارکان بداء به شمار‌ می‌روند. در روایات رضوی نکات مهم فراوانی درباره این دو صفت وجود دارد که تبیین آموزه بداء بر اساس ‌‌آن‌ها امکان‌پذیر ‌‌است. بر پایه این دو مبنا، بداء عبارت است از تغییر در اراده الهی بر اساس علم پیشین و ازلی خداوند بی آن که سبب نسبت جهل و نقصان به ساحت ربوبی گردد. علاوه بر تغییر اراده سابق، اساسا پیدایش هر‌گونه اراده جدید حتی برای نخستین بار نیز بداء به شمار آمده و واژه بداء بر اولین تقدیر نیز اطلاق شده است. این مطلب از استدلال‌های امام رضا علیه السلام بر بداء به روشنی قابل مشاهده است. این نکته علاوه بر انطباق با مباحث لغوی، نوعی توسعه در مفهوم بداء به شمار‌ می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزادی خدا و انسان از منظر عرفان</title>
      <link>http://journal.maaref.org/article_202107.html</link>
      <description>اختیار به معنای آزادی در فعل و ترک برای خدای متعال و انسان مسئله‌ای است که همواره فکر اندیشمندان عرصه‌های اعتقادی را به خود مشغول ساخته است. دیدگاه عرفانی به جهت مبانی خاص خود، به‌ویژه وحدت شخصی وجود، در این زمینه با چالش جدی روبه‌رو است. درباره فعل خداوند، ظاهر امر چنین به نظر می‌رسد که نظریه وحدت اطلاقی و نفی امکان در علم الهی و نفی غیریت حقیقی درعالم هستی با به میان کشیدن شئونات لایتغیر الهی، از جمله اعیان ثابته، جایی برای قبول طرفین فعل و ترک، که شاخص اصلی اختیار است، باقی نمی‌گذارد. در فعل انسان نیز همین عوامل به گونه‌ای دیگر راه را برای انتخاب یکی از طرفین فعل و ترک می‌بندند. این نوشتار ضمن بیان تفصیلی این اشکالات، در پی آن است تا تلاش عرفا برای برون‌رفت از این چالش را واکاود. در آثار عرفانی توجیهاتی برای پذیرش نوعی اختیار برای خدا و انسان دیده می‌شود، اما در نگاه تحلیلی به مبانی عرفا می‌توان نتیجه گرفت که وفادار ماندن به مبانی عرفانی با اعتقاد به آزادی فعل و ترک قابل جمع نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل وابستگی نشانه‌های حتمی به ظهور یا قیام</title>
      <link>http://journal.maaref.org/article_219325.html</link>
      <description>وابستگی علائم به ظهور یکی از مشهورترین گزاره‌های جاری در آموزه مهدویت است. این تلقی و خوانش از زمان مندی نشانه‌ها گاه به نتایجی مانند توقیت ظهور حضرت مهدی علیه السلام که در روایات امری مردود شمرده شده است و گاه به تطبیق نشانه‌های حتمی مذکور در روایات با حوادث اخیر در جامعه جهانی می‌انجامد که بعد از گذشت ایام برخلاف جذب و اشتیاق افراد برای پذیرش باور به منجی موعود به دفع و دستاویز قرارگرفتن این عدم صحت تطبیق برای رد آموزه مهدویت می‌انجامد. در این نوشتار با بررسی مستندات نشانه‌ها و علائم ظهور و بر پایه برخی مبانی مطرح و برگرفته از منابع وحیانی یک خوانش و قرائت جدیدی از وابستگی این علائم نسبت به پدیده ظهور یا قیام ارائه کرده‌ایم که در آن تحقق علائم حتمی به مرحله بعد از ظهور دانسته و در حقیقت کارکرد اصلی علائم را تایید الهی بر منجی موعود بودن حقیقی حضرت مهدی علیه السلام قلمداد خواهیم کرد. این پژوهش در پاسخ به این پرسش که نشانه‌های حتمی به ظهور یا به قیام مهدی موعود(عج) وابسته است؟ به روش تحلیلی ـ انتقادی سامان یافته، به این نتیجه رسیده که بر خلاف آنچه مشهور است نشانه‌ها مربوط به قیام است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
